پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - چشم داشتهاى تازه از عربستان
چشم داشتهاى تازه از عربستان
گروه ويژه مبارزه با تروريسم مستقر در شوراى روابط خارجى آمريكا، در جديدترين گزارش خود، پيشنهادهايى را در قالب يك پروژه تحقيقى براى تحكيم روابط آمريكا و عربستان ارائه كرده است. در مقدمه گزارش، به روابط ديرينه عربستان و آمريكا اشاره شده، مىافزايد: پس از حادثه ١١ سپتامبر، روابط بين دو كشور به تيرگى گراييد. اكنون نيز شكاف دو كشور بيش از گذشته آشكار شده و به چشم مىخورد. شورا معتقد است كه بايد گفتگوهاى سازنده و با جديت و سرعت صورت گيرد تا بر اين فاصله، افزوده نگردد. تعهد ملك عبدالله به انجام اصلاحات، فرصت مناسبى است تا به كمك وى فضاى متشنج فيمابين به آرامش تبديل شود. البته انجام گفتگو و احياى روابط نبايد به گونهاى باشد كه افكار عمومى عربستان سعودى را عليه آمريكا بر انگيزد.
پس از اشاره به كلياتى از اين گزارش، بخشهايى از آن را مرور مىكنيم.«پگاه»
در برقرارى روابط با عربستان بايد روابط امنيت ملى و مسائل مربوط به روابط خارجى امريكا در الويت قرار گيرد. اين اولويتها شامل مذاكرات صلح خاورميانه، كنترل راديكاليسم خاورميانه، توليد نفت، گسترش آن و ثبات قيمت نفت است. البته در اين گفتگوها بايد به اولويتهاى عربستان نيز توجه كرد. اما در هر شرايط، بايد مذاكرات در سطوح بالا صورت گيرد، تا به تعميق روابط دو كشور ختم شود; زيرا هيچ كس از سطحى بودن روابط دو كشور سود نمىبرد. براى نيل به اين مقصود، مؤسسات و نهادهاى دولتى و غير دولتى آمريكا بايد برقرارى گفتگو ميان روشنفكران و دانشمندان اين دو كشور را در اولويت قرار دهند. و نيز، از سعودىهايى كه در آمريكا تحصيل مىكنند بايد استفاده شود. در هر صورت بايد پذيرفت، منافعى كه آمريكا در عربستان دارد فراوان است و اين امر چشم پوشى از گسترش روابط آمريكا و عربستان سعودى را مشكل مىسازد. از جمله:
١. روابط نظامى امريكا و عربستان بسيار ريشه دار است و يكى از سنگ بناهاى روابط سياسى دو كشور را تشكيل مىدهد; ولى عدم وجود گفتگو و ارتباط گرم باعثشده تا در مورد اهداف و نيات نظامى در بالاترين سطح سوءتفاهم پيش آيد. آمريكا و عربستان بايد از طريق گفتگو و مشاوره، تنش حاصل از حضور نظامى امريكا را در عربستان برطرف سازند. هيچ كدام خواستار كاهش روابط نظامى نيستند، اما وضعيت فعلى فيمابين رضايتبخش نيست. البته امريكا بايد روابط نظامى خود را با عربستان در چارچوب شوراى همكارى خليج فارس تعريف كند و به گونهاى عمل كند كه تنش موجود را به حداقل برساند.
٢. عربستان سعودى رمز موفقيت آمريكا براى كاهش خشونت ميان فلسطين و اسرائيل است. اگر امريكا، عربستان را به عنوان بازيگر اصلى مذاكرات اعراب و اسرائيل به رسميتبشناسد، آن گاه عربستان نيز از اعتبار خود در ميان اعراب براى كاهش خشونت، بهره خواهد برد. تجربيات گذشته بر نياز آمريكا به عربستان در اين زمينه صحه مىگذارد. مثلا عدم همكارى عربستان پس از صلح اسلو، باعث كندى جريان صلح خاورميانه شده است. ٣. دو كشور ديدگاههاى متفاوتى نسبتبه روابط دفاعى دارند. عربستان خواهان حضور نظامى آمريكا در خاك عربستان در صورت احتمال يا تحقق حمله نظامى است. آمريكا نيز مايل است عربستان همكارى دفاعى را به همكارى در ساير حوزهها گسترش دهد، در حالى كه مردم عربستان مايل به چنين همكارىهايى نيستند. بنابراين، آمريكا نبايد آشكارا به دنبال فعاليتهاى نظامى خود در عربستان باشد.
٤. امريكا درآمد سرشارى از فروش تسليحات به عربستان به دست آورده و درآمدهاى بيشترى مىتواند، در اين زمينه از بازار مصرف تسليحاتى عربستان، نصيب خود كند. نيازهاى تسليحاتى عربستان با توجه به ساختار آمريكايى بودن تسليحات آن كشور و با توجه به اختلافات دير پاى مرزى كه با همسايگان به ويژه بر سر حوزههاى نفتى دارد، همچنان زياد است. در آمدهاى نفتى اين امكان را به عربستان مىدهد كه متقاضى تسليحات جديد آمريكا باشد.
٥. با همكارى عربستان، پيروزى بر صدام در سال ١٩٩١ به آسانى به دست آمد. بدون همكارى عربستان جنگ اخير با عراق با دشوارى به پايان رسيد. و عدم اين همكارى، ثبات در عراق تحت اشغال را با مشكل مواجه كرده است. علاوه بر همكارى نظامى، همكارى سياسى عربستان با آمريكا در جهت متقاعد ساختن ساير كشورهاى منطقه جهان عرب و اسلام كه از عربستان متاثرند، براى آمريكا بسيار حائز اهميت است. در اين باره تاثير عربستان بر اردن و مصر مهمتر جلوه مىكند.
٦. عربستان هم اكنون روابط بسيار حسنهاى با ايران دارد، و لذا عربستان از هر اقدام آمريكا در مشاركت دادن ايران استقبال مىكند، اما ايران تمايل چندانى به مشاركت در سياستهاى آمريكايى ندارد. ادامه همكارى ايران و عربستان مىتواند منافع آمريكا را در منطقه خليج فارس و خاورميانه به خطر اندازد.
٧. مسئله راديكاليسم اسلامى و گسترش آن تهديد اصلى براى منطقه و منافع آمريكا است و ايالات متحده بايد از تلاشهاى عربستان براى مقابله با اين موج و تاثيرات آن حمايت كند. عربستان سعودى يكى از منابع توليد و بازتوليد راديكاليسم اسلامى است. گرچه اين راديكاليسم با نوع ايرانى آن متفاوت است، ولى هر دو در ضد آمريكايى بودن، اشتراك نظر دارند. عربستان امكانات لازم را براى استفاده آشكار و پنهان راديكاليسم اسلامى در اختيار دارد.
٨. عربستان بزرگترين منابع نفت جهان را داراست. با توجه به نيازهاى روز افزون آمريكا به نفت، همكارى دوستانه نفتى با عربستان بسيار مهم است و اين مسئله براى آمريكا اهميت استراتژيك دارد. به هر صورت آمريكا همواره در معرض استفاده از اسلحه نفت عليه خود و هم پيمان منطقهاى خود يعنى اسرائيل بوده است كه عربستان قبل از اين هم نشان داده كه قادر است از آن عليه منافع آمريكا استفاده كند.
٩. عربستان حدود ٧٠٠ ميليارد دلار در بازار امريكا سرمايه گذارى كرده است. بنابراين سرمايه گذارىهاى مالى عربستان، بر ثبات يا عدم ثبات بازارهاى مالى آمريكا تاثير مىگذارد. روابط نهادينه، بين نهادهاى مالى آمريكا و عربستان هم بر ثبات بازارهاى مالى آمريكا، تاثير مىنهد. البته هيچ شاهد مستدلى از خارج شدن سرمايه سعودى در دست نيست، ولى آمريكا بايد روند مناسبى را براى جلوگيرى از خروج احتمالى سرمايههاى سعودى اتخاذ كند.
با اين وصف، حفظ و باقى ماندن خاندان سعودى براى هيات حاكمه عربستان حائز اهميت است و شايد مهمترين نياز عربستان در شرايط فعلى نياز به آمريكا براى تضمين و حفظ ثبات سياسى در عربستان است; زيرا عوامل بى ثباتى در اين كشور متعددند; از جمله:
١. عربستان در ٥٠ سال گذشته به شدت بى ثبات بوده است. در سالهاى آتى نيز به علت رشد كم اقتصادى، رشد سريع جمعيت و ساير تغييرات اجتماعى در معرض بى ثباتى است.
٢. مسئله جانشينى فهد، مىتواند باعثبى ثباتى زيادى شود. دندانهاى تيزى براى جانشينى پادشاه عربستان به چشم مىخورد كه مهمترين آن چالش بين اصلاحطلبان و محافظه كاران است.